محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

130

مجربات اكبرى ( فارسى )

ديگر ؛ مائين رال گل دهاوه هر يك يك توله ، باريك ساخته يك مثقال ، با آب سرد با دوغ بخورند شكم قبض كند ؛ دواى غذا كه شكم قبض كند ، انار خام شش عدد ، با آب بسايند و از آن ك رط هى سازند و يا برنج بخورانند . ديگر ؛ صمغ عربى يعنى ؛ گوند درخت به بول سه درم ، خشك بسايند و در آرد گندم انداخته نان بپزند و به روغن ستور چرب كرده بخورند يا در آب پخته برنج داخل كرده بياشامند شكم قبض شود . ديگر ؛ مجرب صاحب گنج باد آورد ، مغز بيل ، كوفته نگاه دارد و مع سه لقمه پنج ساطهى كه با جغرات گاو ممزوج باشد مخلوط ساخته بخورد و نخست قدرى آب كوكنار بايد كه بنوشد و عقب آن اين غذا بخورد و از عجائب است حبى كه جهت اسهال كبدى و غير كبدى از مجربات شيخ بوعلى سينا ست ، مازو كه به هندى ماجوپهل گويند و گرنازج كه به هندى مائين گويند هر يك دو مثقال ، افيون يك مثقال ، صمغ عربى پاؤ مثقال ، كوفته ، بيخته ، برابر فلفل حب‌ها بندد و خرد سال را يك حب و كلان را تا سه چهار و اگر افيونى باشد تا ده توان داد . ديگر ؛ براى اسهال منقول از بياض محمد يوسف : زنجبيل ، باديان و كوكنار ، موچرس ، رال سفيد ، مغز بيل گرى « 1 » ، هر يك ، يك دام ، نبات چهار دام ، زنجبيل و باديان و كوكنار را نيم‌كوب كرده ، نيم بريان كند و نيمه را خام گذارد بعده جمله را كوفته ، بيخته ، خوراك نيم توله ، با آب سرد . غذا دال مونگ و خشكه . ديگر ؛ سحج را سود دهد ، صمغ كتيرا ده درم ، اسبغول ده درم ، شكرترى

--> ( 1 ) - بيل گرى : بل . بيل پهل ( هندى ) . سفرجل هندى ( ع ) .